iranhadese.irآب دهان متهم علت عجیب مرگ زیباترین پلیس زن اوکراینکودک 6 ساله ربوده شده پس از 5ماه به آغوش خانواده بازگشت/ تصاویرمحاکمه پسری که برسر تماشای تلویزیون خواهر و پدرش را کشتمادری که قتل همسر را به گردن پسرش انداختعروس جوان در شب ازدواج آبروی داماد را بردفیل با پرتاب سنگ دختر 7 ساله را کشتخانم دکتر جوان در تله سرایدار برجمرگ سه زن در تصادف اسکانیا با تیبا در جاده قمنجات مقنی پس از سقوط در چاه 12متریتصادف قطار با تراکتور رها شده در نیشابور+عکس
0 آپدیت جدید از تلگرام دریافت شد. http://www.iranhadese.ir ایران حادثه Fri, 29 Jul 2016 13:27:21 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=4.5.3 http://www.iranhadese.ir/1395/05/08/%d8%a2%d8%a8-%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%aa%d9%87%d9%85-%d8%b9%d9%84%d8%aa-%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%be%d9%84%db%8c%d8%b3/ http://www.iranhadese.ir/1395/05/08/%d8%a2%d8%a8-%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%aa%d9%87%d9%85-%d8%b9%d9%84%d8%aa-%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%be%d9%84%db%8c%d8%b3/#respond Fri, 29 Jul 2016 13:27:21 +0000
http://www.iranhadese.ir/?p=29096
زنی که عنوان عجیب “زیباترین” پلیس اوکراین را داشت، در سرنوشتی عجیبتر، پس از آب دهان انداختن یکی از متهمان به صورتش در هنگام بازداشت، کم کم بیمارشد و در پی آن درگذشت!
ارنا کولتسووا که از نظر رسانه های اوکراینی “زیباترین” نیروی پلیس اوکراین به شمار می آمد، در کییف پایتخت این کشور درگذشت. تصویر این دختر در لباس پلیس از تصاویر پرکاربرد در مطبوعات اوکراین بود و به عنوان پس زمینه هنری در هنگام پخش اخبار پلیس داخلی به کار می رفت.
به نوشته “روسیا الیوم”، میخائیل کیندر اکویچ همکار ارینا کولتسووا در شبکه های ارتباط اجتماعی نوشت: ارنا پس از شرکت در عملیات بازداشت یکی از مظنونان در ماه دسامبر گذشته بیمار شد. ارنا تلاش می کرد یک متهم را بازداشت کند و وی آب دهانش را به صورت ارنا انداخت، پس از آن ارینا از هوش رفت و به بیمارستان منتقل شد. پس از این حادثه وی همواره رنگ پریده بود و بسیار لاغر شد و اشتهایش را از دست داد.
این پلیس افزود: ارنا طی یک سال و نیم گذشته از ناراحتی ریوی بسیار رنج کشید و پس از آن شیمی درمانی و خوردن غذای مخصوص کودکان و سپس تغذیه وی از طریق سرم آغاز شد، با این حال وضعیت سلامت او روز به روز بدتر شد، تا این که درگذشت
]]>
http://www.iranhadese.ir/1395/05/08/%d8%a2%d8%a8-%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%aa%d9%87%d9%85-%d8%b9%d9%84%d8%aa-%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%be%d9%84%db%8c%d8%b3/feed/ 0 http://www.iranhadese.ir/1395/05/08/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-6-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%b1%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-5%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%ba%d9%88%d8%b4-%d8%ae%d8%a7/ http://www.iranhadese.ir/1395/05/08/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-6-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%b1%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-5%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%ba%d9%88%d8%b4-%d8%ae%d8%a7/#respond Fri, 29 Jul 2016 06:58:48 +0000
http://www.iranhadese.ir/?p=29087
کودک ۶ ساله ربوده شده از شهرستان خاش پس از ۵ ماه اسارت با همت سربازان گمنام امام زمان (عج) از چنگال آدم ربایان معاند نظام آزاد شد و بامداد جمعه (ساعت ۲ بامداد) به آغوش خانواده اش بازگشت.
]]>
http://www.iranhadese.ir/1395/05/08/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-6-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%b1%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-5%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%ba%d9%88%d8%b4-%d8%ae%d8%a7/feed/ 0 http://www.iranhadese.ir/1395/05/08/%d9%85%d8%ad%d8%a7%da%a9%d9%85%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%b3%d8%b1-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%84%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%ae%d9%88/ http://www.iranhadese.ir/1395/05/08/%d9%85%d8%ad%d8%a7%da%a9%d9%85%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%b3%d8%b1-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%84%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%ae%d9%88/#respond Fri, 29 Jul 2016 06:54:54 +0000
http://www.iranhadese.ir/?p=29080
پسر جنایتکار که در جریان تماشای تلویزیون خواهر و پدرش را به قتل رسانده بود، صبح دیروز از سوی قضات شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی مقدم محاکمه شد.
براساس اوراق پرونده، غروب شانزدهم فروردین سال گذشته مأموران پلیس تهران همزمان با اعلام خبر قتل پدر و دختر با کشف اجساد دو نفر از اعضای یک خانواده تحقیق برای کشف راز جنایت را آغاز کردند.
بررسیها نشان میداد محسن – پدر خانواده – با ضربات چاقو کشته شده و دخترش نیز خفه شده است. پس از حضور بازپرس شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران در محل حادثه، پرونده برای رسیدگی دراختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. پسر خانواده به نام میثم (۲۶ ساله) در بازجوییها به کارآگاهان گفت: پس از ورود به خانه با صحنه جنایت روبهرو شده و موضوع را به پلیس اطلاع داده است. این جوان به کارآگاهان گفت: «شب گذشته در منزل یکی از دوستان خود به نام اشکان بودم و حتی با یکدیگر به سینما رفتیم تا اینکه روز بعد پس از دیدن مسابقه فوتبال به خانه آمدم. البته اشکان با ماشین مرا به خانه رساند و رفت. اما زمانی که در را باز کردم، با جسد پدرم روبهرو شدم که در داخل آشپزخانه افتاده بود و جسد خواهرم داخل اتاق بود. با توجه به اظهارات میثم که مدعی بود در زمان وقوع جنایت در خانه نبود، تحقیقات از اشکان در دستور کار پلیس قرار گرفت؛ وی نیز ضمن تأیید اظهارات میثم به کارآگاهان گفت: «ظهر روز شنبه من و میثم از ساعت سه تا پنج بعدازظهر با هم بودیم که میثم گفت میخواهد به خانهشان برود؛ بعد از جدا شدن از میثم به سراغ کارهای خودم رفتم تا اینکه همان شب طبق قرار با ماشین به دنبال میثم رفتم و در میدان فلسطین سوارش کردم. میثم رفتاری عادی داشت و مثل همیشه میخندید. بعد از کمی دور زدن به سینما رفتیم که آخر شب هم او به خانه ما آمد و شب را همانجا ماند؛ فردای آن روز یعنی شانزدهم فروردین، بعد از صرف ناهار و دیدن مسابقه فوتبال، به سمت خانه میثم رفتیم و او در مقابل خانهشان پیاده شد؛ اما کمتر از ۵ دقیقه بعد او با من تماس گرفت و با نگرانی گفت: «بیا اینجا!»؛ زمانی که وارد راهرو خانه آنها شدم میثم در حالتی شوک زده گفت: «بابام». با دیدن جسد پدر میثم که در داخل آشپزخانه افتاده بود، هراسان از خانه خارج شدم و به پلیس زنگ زدم. سرنخی برای کارآگاهان در حالی که میثم مدعی بود زمان وقوع جنایت در خانه نبود، اما وجود آثار جراحت بر روی دستانش باعث شد تا کارآگاهان در اینباره تحقیق کنند. پسر جوان که دچار تناقضگویی شده بود لب به سخن گشود و با داستان سرایی گفت: در زمان درگیری با خواهرش «مینا»، زمانی که او با چاقو به وی حملهور شده بود از ناحیه دو دست مجروح شده است. وی درخصوص درگیری با خواهرش به کارآگاهان گفت: غروب پانزدهم فروردین با خواهرم درگیر شدم که او با چاقو به طرفم حملهور شد و من در دفاع از خودم چاقو را از دستش گرفتم. نیمساعت بعد پدرم به خانه آمد و پس از آن، من از خانه بیرون آمدم و در میدان فلسطین، اشکان به همراه دوست دیگرم پرهام به دنبال من آمدند و آن شب دیگر به خانه برنگشتم. میثم درباره علت درگیری با خواهرش به کارآگاهان گفت: «برای تماشای تلویزیون با خواهرم درگیر شدم. او را داخل اتاق حبس کردم و به تماشای تلویزیون پرداختم؛ خواهرم از اتاق خارج شد و این بار با چاقوی آشپزخانه به طرفم حمله کرد که دستم مجروح شد. بار دیگر خواهرم را داخل اتاق خودم انداختم و در اتاق را قفل کردم. با پدرم تماس گرفتم تا سریع به خانه بیاید و زمانی که پدرم وارد خانه شد من از منزل خارج شدم.کارآگاهان که متوجه گفتههای ضد و نقیض میثم شده بودند به بازجوییها از او ادامه دادند تا اینکه سرانجام لب به اعتراف گشود و راز قتل پدر و خواهرش را فاش کرد. عامل جنایت درباره انگیزه و نحوه قتل به کارآگاهان گفت: «ساعت ۱۸ پانزدهم فروردین به خاطر تماشای تلویزیون با خواهرم درگیر شدم و او با چاقوی آشپزخانه از اتاق خارج شد و به سمت من حمله کرد که چاقورا از او گرفتم و دوباره داخل اتاق حبسش کردم. اما بعد درحالی که بسیار عصبانی شده بودم، به داخل اتاق رفتم و او را با انداختن کش به گردنش خفه کردم. قصد داشتم برای صحنهسازی خواهرم را حلقآویز کنم اما موفق به این کار نشدم. در همین زمان پدرم وارد خانه شد و به داخل آشپزخانه رفت؛ چراغ آشپزخانه هنوز خاموش بود و پدرم هنوز از موضوع قتل خواهرم اطلاع نداشت که از پشت سر به او حملهور شدم و با همان چاقویی که توسط خواهرم مورد حمله قرار گرفته بودم، به پدرم حمله کردم و چندین ضربه چاقو به او زدم که به زمین افتاد. پس از تعویض لباسهایم که غرق خون بود از خانه خارج شدم؛ که اشکان و پرهام به دنبال من آمدند و با هم به سینما رفتیم و تا فردای روز جنایت در خانه اشکان ماندم تا اینکه اشکان مرا به در خانهمان رساند.
میثم در جلسه محاکمهاش در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران، پس از اقرار به جنایت، انگیزه قتل پدر و خواهرش را عصبانیت اعلام کرد و درحالی که اشک میریخت و به سختی پشت میز محاکمه ایستاده بود بشدت اظهار پشیمانی کرد. او در آخرین دفاع گفت: هیچ دفاعی از خود ندارم فقط از اولیای دم که عمویم است تقاضای عفو و بخشش میکنم. امیدوارم مادر مرحومم نیز مرا عفو کند.این درحالی است که دو نفر از اولیای دم با طلب دیه میثم را بخشیدهاند اما عموی وی برای برادرزاده جنایتکارش تقاضای قصاص کرد.قاضی مقدم در پایان محاکمه گفت: بزودی رأی دادگاه در اینباره صادر خواهد شد.
رسیدگی به این پرونده از سی و یکم مرداد ۹۲ به دنبال پیدا شدن جنازه ابراهیم ۴۶ساله در بیابان های رمز آباد در دستور کار پلیس قرار گرفت.
تحقیقات آغاز شده بود که عصمت۴۰ساله، همسر ابراهیم لب به اعتراف گشود و به کشتن وی با همدستی دختر ۲۰ساله اش با نام روناک و محسن پسر ۱۶ساله اش اعتراف کرد .
اما این زن وقتی درشعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد، جنایت را گردن پسرنوجوانش انداخت و ادعا کرد پسرش به خاطر اختلاف های دنباله دار پدر و مادرش دست به جنایت زده است.
در جلسه دادگاه عصمت منکر دست داشتن در جنایت خانوادگی شد و گفت: با آنکه شوهرم با زنان زیادی در ارتباط بود و به من و فرزندانم خرجی نمی داد، ولی من با او اختلاف زیادی نداشتم و هیچ وقت تصمیم به قتل او نگرفتم. پسرم خودش به تنهایی نقشه قتل پدرش را کشید و اجرا کرد. شوهرم صبح زود بیدار شده بود که محسن از پشت سر به او حمله کرد و گلویش را گرفت. سپس با چاقو چندین ضربه به شکم او زد. وقتی شوهرم جان سپرد من، محسن و دخترم از ترس جنازه را به بیابان های رمزآباد بردیم و آنجا رها کردیم.
وی ادامه داد: من تحت تاثیر حرف های پسرم قرار گرفته بودم و به او قول دادم اگر پلیس به ماجرا پی برد همدستی در قتل را گردن بگیرم. من برای نجات پسرم از قصاص، به دروغ گفتم که چندین ضربه چاقو به شوهرم زده ام. اما حالا می گویم بی گناهم.
سپس محسن نیز که در کانون اصلاح و تربیت نگهداری میشد خودش را عامل قتل پدرش معرفی کرد.
این پسر گفت: به خاطر رفتارهای بد پدرم نقشه قتل را کشیدم و خودم به تنهایی آن را اجرا کردم. مادر و خواهرم در این ماجرا دستی نداشتند. آنها برای اینکه من را از مجازات قصاص رها کنند به دروغ به همدستی در قتل اعتراف کردند.
وقتی نوبت دفاع به روناک رسید وی گفت: دانشجوی ترم سوم رشته حقوق بودم که برادرم پدرم را کشت و من هم به زندان افتادم اما دستی در این قتل نداشتم.
وی افزود: صبح با صدای فریاد پدرم از خواب بیدار شدم و دیدم که پدر و برادرم با هم درگیر هستند. محسن گلوی پدرم را گرفته بود و سپس چند ضربه چاقو به او زد. بعد از قتل، برادرم گریه کرد و از من و مادرم خواست تا همدستی با او را گردن بگیریم. ما هم به خاطر نجات برادرم به مشارکت در قتل اعتراف کردیم.
در پایان آن جلسه هیات قضایی وارد شور شد و با توجه به مدرک های موجود در پرونده ، عصمت را به قصاص و محسن را طبق ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی جدیدکه امتیازی نسبت به قانون پیشین برای محکومان زیر ۱۸ سال که ماهیت جرم انجام شده ویاحرمت آن را درک نکرده اند ویا درکمال عقل آنها شبهه وجود دارد در نظر گرفته است، به پرداخت دیه و ۵ سال زندان محکوم کرد. روناک نیز به اتهام معاونت در قتل به ۳ سال زندان محکوم شد. این حکم در دیوان عالی کشور تحت رسیدگی موشکافانه قرار گرفت ولی تایید نشد. به این ترتیب پرونده برای از سرگیری تحقیقات به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. اما با توجه به اینکه محسن هنگام قتل نوجوان بوده پرونده به شعبه اطفال دادگاه کیفری فرستاده شد.
در جلسه رسیدگی به این پرونده که دیروز در شعبه چهارم به ریاست قاضی اصغرعبداللهی و با حضور دو قاضی مستشار تشکیل شد محسن روبه روی هیات قضایی ایستاد و گفت: از بد رفتاری های پدرم خسته شده بودم. شب قبل از این ماجرا او بار دیگر سر غذا با مادرم درگیر شدم او با زنان زیادی در ارتباط بود و قصد داشت مادرم را طلاق دهد. صبح که بیدار شد قصد داشتم او را تهدید کنم تا دست از بد رفتاری بردارد. به همین خاطر برای ترساندن او چاقو برداشتم اما پدرم شروع به داد و فریاد کرد که با هم درگیر شدیم و من چند ضربه چاقو به او زدم. وقتی مادرم بیدار شد و سعی کرد مانع درگیری شود یک ضربه چاقو هم به دست او زدم.
سپس عصمت نیز حرف های قبلی اش را تکرار کرد و گفت بی گناه است و به خاطر پسرش به مشارکت در قتل اعتراف کرد. روناک نیز گفت: وقتی پدر و برادرم با هم درگیر شدند من از هوش رفتم و دستی در این ماجرا نداشتم.
در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تار ای صادر کند.
عروس جوان وقتی متوجه شد قادر به مجاب کردن خانواده اش در مخالفت با ازدواج با مرد جوان نیست، از آرایشگاه فرار کرد.
دامادی در حالی که به شدت مضطرب و نگران بود، با مراجعه به یکی از دادسراهای شیراز با ارائه دادخواستی عنوان کرد، همسرش که قرار بوده امروز با هم ازدواج کنند، از آرایشگاه فرار کرده است . در پی این شکایت ، بازپرس دستور تحقیق و پیگیری در این زمینه را در پلیس آگاهی صادر کرد.
ماموران پس از بررسی موضوع متوجه شدند، این دختر از مدتی پیش با والدین خود اختلاف داشته است و از آنجا که آنها او را وادار به ازدواج تحمیلی کرده بودند، دختر در آرایشگاه پس از ارتباط تلفنی با جوانی که به او علاقه مند بوده به اتفاق او متواری شده است.
با به دست آمدن این اطلاعات ، در مرحله بعد ، ماموران متوجه شدند عروس فراری پس از اینکه نامزدش او را به آرایشگاه رسانده فرار کرده است.
در تحقیقات از داماد، وی گفت: صبح روز عروسی حوالی ساعت ۸ صبح بود که نامزدم را مقابل یک آرایشگاه پیاده کرده و قرار شد چند ساعت بعد از آماده شدن دنبالش بروم. تا برای فیلمبرداری به باغ برویم. همان شب نیز مراسم ازدواجمان بود.
وی ادامه داد: سرساعت دنبال همسرم رفتم دقایقی جلوی آرایشگاه منتظر او بودم اما خبری نشد از این رو زنگ آرایشگاه را زدم زن آرایشگر آمد از او خواستم که به نامزدم بگوید من آمده ام اما او مدعی شد عروسی با این نام نداشته اند.
عصبانی شدم داد و بیداد کردم اما مشخص شد که ادعاهای آرایشگر صحت دارد. به کلانتری رفته و موضوع را اعلام کردم در این میان با ماموران به مقابل آرایشگاه رفته و با بررسی دوربین متوجه شدیم ۱۰ دقیقه بعد از پیاده کردن همسرم یک خودرو مقابل در آرایشگاه توقف کرده و نامزدم در حالی که لباسهایش را عوض کرده بود سوار خودرو شده و رفته است.
این داماد سیاه بخت افزود: او با این کاری که کرد آبروی همه ما را جلوی مهمانان برد. آن شب تمامی بستگان در باغ منتظر ما بودند. در پی این اظهارات پرونده ای تشکیل و دستورات لازم برای مشخص شدن موضوع صادر شد.
به گزارشایران حادثه یک دختر بچه هفت ساله بر اثر برخورد سنگی که یک فیل در باغوحش شهر رباط مراکش به سوی او پرتاب کرد جان داده است.
باغ وحش شهر رباط طی اطلاعیهای توضیح داده که سنگ پرتاب شده از سوی فیل از حصارها و موانعی که میان قفس او و بازدیدکنندگان قرار دارد عبور کرده و به دختر بچه برخورد کرده است.
مسئولان باغ وحش ضمن نادر خواندن این رویداد تاکید کردهاند که فاصله و حصارهای قفس فیل مطابق استاندارهای جهانی بنا شده است.
نام دختربچه قربانی فاش نشده و آن طور که گزارش شده او ساعاتی پس از انتقال به بیمارستان جان باخته است.
با وجود بیسابقه بودن این حادثه، قرار گرفتن آن در کنار دو حادثه مشابه دیگر که طی چند هفته گذشته در آمریکا روی داد، یک بار دیگر برخورد نزدیک میان کودکان و حیوانات را در صدر اخبار جهان قرار داده است.
در ماه ژوئن گذشته یک تمساح در فلوریدای آمریکا با کشیدن پسربچهای دو ساله به زیر آب باعث مرگ او شد. جسد این پسربچه که با خانوادهاش برای تفریح به مجموعه پارکهای حومه شهر اورلاندو سفر کرده بود روز بعد در کنار رودخانه پیدا شد.
در ماه مه گذشته هم ماجرای افتادن پسر بچهای سه ساله به داخل قفس یک گوریل در باغ وحش شهر سینسیناتی، به کشته شدن هارامب، گوریل پشت نقرهای ۱۷ ساله ختم شد که بسیاری با دلخراش دانستن آن خواهان پاسخگویی باغ وحش در این زمینه شدند.
“فیلیس لی” کارشناس حیوانات در این باره گفته که پرتاب سنگ یا شاخه درختان از سوی فیلها عملی بسیار غیرعادی است.
به عقیده وی که در مرکز “امبوسلی” برای حمایت از فیلها تحقیق میکند، بسیار بعید است که این فیل دختربچه قربانی را مشخصا هدف قرار داده باشد و فرضیه محتملتر این است که فیل از سر درماندگی یا حوصله سررفتگی چنین کاری کرده باشد.
ویدئویی که تنها لحظاتی پس از این واقعه توسط یکی از حاضران در باغ وحش شهر رباط تهیه شده نشان میدهد فیل در داخل محوطه خود ایستاده و در پشت حصارها، مردم به دور دختربچه مصدوم جمع شدهاند و تلاش میکنند به او کمک کنند.
خانم دکتر جوان وقتی از سرایدار برج محل زندگیشان خواست برای وصول چک به بانک برود، تصور نمیکرد چه سرنوشتی در انتظارش است.
بهگزارش ایران، چندی قبل زن جوانی با مراجعه به شعبه چهارم بازپرسی دادسرای جنایی پایتخت از سرقت ۲۰ میلیونی سرایدار برج محل سکونتشان در شمال شهر خبر داد.
خانم دکتر به بازپرس آرش سیفی گفت: من ساکن یکی از برجهای شمال شهر تهران هستم. صبح امروز سرایدار برج را صدا زدم و از او خواستم که چک ۲۰ میلیون تومانیام را به بانک ببرد و آن را نقد کند. مرد افغان تبهکار هم چک را گرفت و حدود یک ساعت بعد با ۲۰ میلیون تومان پول نقد بازگشت. دو ساعتی از این ماجرا نگذشته بود که زنگ آپارتمانم به صدا درآمد.
سرایدار برج بود که به بهانه بردن آشغال وارد خانه شد اما ناگهان مرد جوانی هم به دنبالش وارد خانهام شد و قبل از اینکه فرصتی داشته باشم تا سر و صدا کنم و از همسایهها کمک بخواهم، دهانم را گرفت و بعد از بستن دست و پا و دهانم، مرا در حمام انداختند.
او ادامه داد: در همان حالت شنیدم که سرایدار برج به دوستش میگفت بیا از سرقت دست برداریم اما دوستش او را وسوسه کرد که با این مبلغ میتوانند زندگی خوبی دست و پا کنند.
با این حال آنها پس از سرقت متواری شدند.بعد از آن با سختی زیاد دست و پایم را باز کردم و موضوع را به پلیس خبر دادم. بهدنبال شکایت خانم دکتر تحقیقات برای بازداشت سرایدار جوان و همدستش آغاز شد.
سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران از تصادف مرگبار میان اتوبوس اسکانیا و سواری تییا در جاده قم خبر داد.
به گزارش ایسنا، سید جلال ملکی، در این باره گفت: در ساعت ۲۳:۰۶ شب گذشته یک مورد حادثه رانندگی به سامانه ۱۲۵ اطلاع داده شد و به دنبال آن ستاد فرماندهی آتش نشانان دو ایستگاه را به همراه تجهیزات مربوطه به محل حادثه واقع در مسیر شمال به جنوب اتوبان تهران – قم اعزام کرد.
وی اضافه کرد: با آنکه محل حادثه در محدوده حسن آباد قم و خارج از حوزه استحفاظی آتش نشانی تهران بود، اما عوامل آتش نشانی تهران به عنوان نیروی کمکی در محل حاضر شدند.
ماموران آتش نشانی پس از حضور در صحنه مشاهده کردند که تصادف میان یک دستگاه اتوبوس مسافربری اسکانیا و سواری تیبا رخ داده است و در پی آن چند نفر جان باخته و چند نفر هم مصدوم شدند که به گفته شاهدان توسط عوامل اورژانس به بیمارستان منتقل شده اند.
ملکی با بیان اینکه متاسفانه در این حادثه سه نفر شامل دختری ۱۵ ساله و دو زن ۲۶ و ۵۰ ساله جان خود را از دست دادند، گفت: این افراد از سرنشینان سواری تیبا بودند.
سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران با بیان اینکه علت و مقصر این حادثه از سوی عوامل پلیس راهنمایی و رانندگی بررسی و اعلام خواهد شد، گفت: آتش نشانان پس از ایمن سازی محل در ساعت ۲۳:۵۱ به عملیات خود خاتمه دادند.
مدیر عامل سازمان آتشنشانی مشهد از سقوط مرد میانسال در چاه ۱۲ متری در روستای سعد آباد در حومه این شهر خبر داد.
آتشپاد دوم حسن جعفری در گفتوگو با خبرنگار پایگاه خبری ۱۲۵ ، اظهار داشت: ساعت ۲۲:۳۵ شب گذشته حادثه سقوط در چاه در جاده آرامگاه فردوسی، کیلومتر ۲۰ جاده گوارشک ، روستای سعد آباد به سامانه ۱۲۵ اعلام و نجاتگران ایستگاه شماره ۷ به محل حادثه اعزام شدند.
وی گفت : ماموران آتشنشانی با حضور در محل حادثه دریافتند مرد ۵۰ ساله ای برای آتش زدن مقداری ضایعات وارد یک چهار دیواری مخروبه در مجاورت منزلش شده بود که در فضای چهار دیواری چاه خشک قدیمی ای به عمق تقریبی ۱۲ متر حفر شده بود.
وی با بیان اینکه سرپوش چاه، چوبی پوسیده بود، گفت: متاسفانه مرد ۵۰ ساله که بی اطلاع از وجود چاه در داخل چهار دیواری بود ، در حین تردد از روی آن به ناگهان در چاه سقوط کرد.
آتشپاد دوم جعفری افزود: آتشنشانان با بکارگیری تجهیزات ویژه نجات وارد چاه شدند و این مرد ۵۰ساله را که دچار آسیب جدی شده بود، به سطح زمین منتقل نمودند.
به گفته این مقام مسئول علی رغم اینکه فرد حادثه دیده هیچ گونه علایم حیاتی نداشت وی توسط تکنسینهای اورژانس به مراکز درمانی منتقل شد .
مدیرعامل سازمان آتشنشانی نیشابور از برخورد یک دستگاه تراکتور رهاشده روی ریل با قطار مسافری در مسیر مشهد-نیشابور خبر داد.
مسعود حاجی بگلو در گفتوگو با خبرنگار فارس در نیشابور اظهار داشت: ساعت ۲۰ و ۴۹ دقیقه امشب با تماس با مرکز آتشنشانی نیشابور خبر برخورد یک دستگاه تراکتور با قطار در محور نیشابور- مشهد در نزدیکی روستای سلطانآباد گزارش شد.
وی بیان کرد: پس از حضور ۱۰ نیروی آتشنشانی نیشابور از ایستگاه سه، این تراکتور که براثر برخورد با قطار متلاشیشده بود و آثار آن حدود یک و نیم کیلومتر جابهجاشده بود رهاسازی شد.
مدیرعامل سازمان آتشنشانی نیشابور با بیان اینکه در اثر این برخورد حریق جزئی نیز رویداده بود که بلافاصله توسط همکاران آتشنشانی نیشابور خاموش شد، گفت: پس از اتمام مراحل ایمنسازی لوکوموتیو جایگزین به محل حادثه آمد تا مسافرین از محل دور شوند.
حاجی بگلو با اشاره به حادثه با ابراز خوشحالی از اینکه در این حادثه کسی مصدوم نشده است، افزود: طبق بررسی اولیه مشخصشد راننده تراکتور که قصد عبور از روی ریل راهآهن را داشته پس از عدم توانایی عبور، تراکتور را بدون اطلاع به مراکز امدادی و امنیتی روی ریل رها کرده و متواری و باعث وقوع چنین حادثهای میشود.